برادران حاتم پور: «از چهل هزار آلبوم انتشار یافته از میثم ابراهیمی تنها ده هزار تا فروش رفت…»

مریم خوشرنگ: یکی از بخش های مهم در موسیقی، کنسرت گزاری ست که به طور حتم می تواند به چرخه اقتصادی این صنعت، کمک بسیاری داشته باشد. این موضوع در همه جای دنیا مورد اهمیت قرار می گیرد. اما آیا اینکه در کشور ما هم این چرخه اقتصادی به درستی می چرخد یا خیر، بحثی ست که سعی داریم در زمان های مختلف و با حضور متولیان آن، مورد بررسی قرار دهیم.

از سال ۸۸ شرکت «آوای فروهر»، با مدیریت محمد و مجتبی حاتم پور، و با برگزاری کنسرت هایی در شهرستان های مختلف، در گردش این چرخه هنری قرار گرفتند. و در همان سال ها دست به انتشار آلبوم هایی از جمله «خاص» با حضور چند خواننده، «زندگی من» بابک جهانبخش، «کولاک» علی اصحابی، «مدرس شمال»، مهدی مدرس و … زد.

به گفته خودشان به لطف خدا در سال های ۹۱ تا ۹۳، بیشترین تعداد کنسرت را در سطح کل کشور به خود اختصاص دادند.

حدود دو ماه پیش آلبوم «نگاه من» با صدای محسن یگانه را منتشر کردند. کنسرت های مازیار فلاحی و زانیار خسروی را در پیش رو دارند. به طور تقریبی با ۸۵ درصد از اهالی موسیقی همکاری داشتند.

به عنوان اولین سوال می خواهم بپرسم آیا شما با پیشینه موسیقی وارد این عرصه شدید؟

تا قبل از سال ۸۸، در بخش های مختلف بیزینس، فعالیت داشتیم. در بازار تهران هم بودیم. کار ساخت و ساز هم انجام دادیم که البته هنوز هم درگیر این کار هستیم. در حال حاضر هم در بخش کنسرت گزاری مشغول هستیم. به اعتقاد ما الزامی نیست شما برای برگزاری کنسرت، دانش موسیقی داشته باشید. در بخش جمع آوری آلبوم نیز، خیلی دخالت نمی کنم، همانطور که خواننده در بخش برگزاری کنسرت، دخالت نمی کند و این امور را به ما و شرکت «فروهر» واگذار می کند.

اگر منظورتان را درست متوجه شده باشم، هیچ دخالت و نظری درباره آلبومی که قرار هست منتشر کنید، ارایه نمی دهید؟

در حال حاضر حدود شش سالی هست که در این حوزه فعالیت می کنیم. شما وقتی به صورت حرفه ای درگیر کاری باشید، به طور حتم اطلاعاتی به دست خواهید آورد. ضمن اینکه ناگفته نماند من و برادرم در طی این سال ها، آموزش هایی را نیز برای بالابردن سطح اطلاعات مان در زمینه موسیقی، پشت سرگذاشتیم. برخی از خواننده ها آلبوم را جمع آوری کرده و برای پخش و انتشار به ما مراجعه می کنند و گاهی از اولین گام یعنی از صفر تا صد، ما کنارشان هستیم و به طور حتم نظرات مان هم اعمال خواهیم کرد.

آنچه از ظواهر امر مشخص است، شما بیشتر روی خواننده هایی سرمایه گذاری می کنید که از فروش بلیط های کنسرت شان اطمینان داشته باشید.

ببینید من هیچ وقت سالن دو هزارنفری را برای خواننده ای که سالن دویست نفری هم نمی تواند پرکند، در اختیار نمی گیرم. زمانی که شرکت «فروهر» با محسن یگانه قرارداد بست، محسن خواننده مطرح و بالایی بود، اما درست زمانی که با بابک جهانبخش قرارداد کنسرت بستیم، بابک اینجایی که امروز ایستاده، قرار نگرفته نبود. البته داخل پرانتز باید به این نکته اشاره کنم که بابک خواننده توانمند و باهوشی ست که توانست نبض بازار را در اختیار بگیرد و شاید کمی هم دیر به حق خودش رسید ولی به هرآنچه که رسیده، شایستگی اش را داشته. منظور بنده از خوب و بد بودن خواننده نیست، منظور ضریب اطمینان از فروش بلیط است. ما دو بار برای بابک در اریکه کنسرت برگزار کردیم. جایی که به فروش بلیط آن اطمینان داشتیم. وقتی با مازیار فلاحی قرارداد بستیم، هیچ اجرایی نداشت و تنها کار قابل ذکری که انجام داده بود، قلب یخی بود.

اما ما خواننده های توانمندی داریم که متاسفانه حمایت نمی شوند. دلیل این عدم حمایت چیست؟

مجتبی: کنسرت گزار، خواننده ای را حمایت می کند که مردم می خواهند. وقتی مردم خواستار خواننده ای باشند، یعنی کنسرت گزار هم با اطمینان خاطر او را حمایت می کند. فراموش نکنیم موسیقی در کشور ما مظلوم ترین هنر هست و کم تر مورد حمایت مسوولین مربوط قرار می گیرد. به همین دلیل گردش اقتصادی که در همه جای دنیا از موسیقی حاصل می شود، در کشور ما اتفاق نمی افتد. نه تنها در بخش کنسرت گزاری که در کل موسیقی، سود و برگشت مالی آنچنانی وجود ندارد. شاید باور نکنید در آمد کل موسیقی در ده سال اخیر به اندازه یک مغازه کوچک طلافروشی در بازار نبوده. ما سرمایه دارهای خیلی بزرگی نیستیم.

بنابراین عدم  مالی در نام برخی از خواننده ها، باعث می شود که شما در برگزاری کنسرت های شان، تردید داشته باشید؟

محمد: در سال گذشته حدود بیست میلیارد تومان رزق پنج هزار نفر از اهالی موسیقی در مملکت ما بوده. در حالی که شخصی بدون سواد، آپارتمانی را در تجریش می سازد و بیست میلیارد تومان سود می کند. هر کسی در حوزه ی موسیقی به طور جدی فعالیت می کند و زحمت می کشد، به طور حتم دغدغه فرهنگی و هنری دارد. نکته جالب این است که روزنامه ها و نشریات و سایت ها تیتر می زنند که «درآمد یک سال موسیقی، بیست میلیارد تومان بوده». کسانی که در موسیقی به شکلی حرفه ای و جدی فعالیت می کنند از هیچ سمت و سویی حمایت نمی شوند. متاسفانه سازمان صدا و سیما، که می تواند مهم ترین عامل پخش و حمایت از آثار موسیقایی باشد، هیچ حمایتی از ما نمی کند. تنها درمناسبت های خاص، مثل جشن های مردمی که قرار است افراد برای حمایت از ایتام حضور پیدا کنند و یا عید نوروز باشد و … خلاصه هرجایی که به ما نیاز داشته باشد، خواننده ای را دعوت می کند و کاری از او را در تلویزیون پخش می کند و یا گفت و گویی را انجام می دهند. در واقع نگاه صدا و سیما به خواننده و موسیقی نگاهی ابزاری ست. در حالی که نیاز این سازمان به ما و موسیقی خیلی بیشتر از نیاز ما به آنهاست. متاسفانه برخوردهای خوبی وجود ندارد. ضمن اینکه در بخش تولید آلبوم نیز، هیچ سود مالی وجود ندارد. تولید آلبوم  اول هر خواننده که به طور حتم از چهل، پنجاه میلیون و برخی اوقات تا سقف دویست میلیون نیز، به شرکت ضرر می رساند. به طور مثال شرکت ما در آلبوم میثم ابراهیمی، پنجاه و دو میلیون تومان ضرر کرد که البته تمام این مدارک موجود است. ببینید آلبوم خواننده ای مثل محسن یگانه، که به هرحال معروف و پرمخاطب است، در نهایت هزینه های تولید و فروش با هم مساوی می شود. خب، طبیعی ست که شرکت سعی می کند خیلی از هزینه های خود را از طریق کنسرت گزاری به گردش مالی خود برگرداند. ضمن اینکه با همین کنسرت ها رزق خود و پرسنل خود را تامین می کند. همه این اتفاقات باعث می شود، شما در بخش کنسرت گزاری دست روی خواننده ای بگذارید که ضریب اطمینان بیشتری نسبت به فروش بلیط در کنسرت های او داشته باشید. اگر قرار باشد آلبومی را تولید و پخش کنیم، متضرر شویم و کنسرت آن خواننده نیز باعث زیان مالی شود، خب حضور ما و خیلی از کنسرت گزارها در عرصه موسیقی،  توجیه منطقی نخواهد داشت.

شما به درخواست مردم اشاره کردید، وقتی خواننده ای شنیده نمی شود، طبیعی ست که مردم  سراغ شان را نمی گیرند.

مجتبی: شک نداریم که متاسفانه سال هاست سلیقه مردم، ضعیف شده. مردم ساسی مانکن را گوش می کنند اما متاسفانه صدای قدرتمندی مثل نیما مسیحا را دنبال نمی کنند. البته نه اینکه ساسی مانکن بد باشد یا نباید گوش کرد، منظورم این است که هر خواننده ای باید در جایگاه خودش باشد و مخاطبان موسیقی صدای آنها را گوش کنند. در همه جای دنیا صدای هر خواننده ای با هر نوع موسیقی به مخاطبان ارایه می شود و مخاطب هم، موسیقی مورد علاقه خود را انتخاب می کند. در غرب همچنان موسیقی فاخر مرکز توجه مخاطبان موسیقی ست. اما باز هم عرض می کنم متاسفانه شکل استقبال از موسیقی در کشور ما با همه جا فرق می کند. وگرنه من خودم به صدای نیما مسیحا علاقه بسیاری دارم و کارهای او را مرتب دنبال می کنم. و ای کاش مردم هم کمی در سلیقه خود تحول ایجاد می کردند. این جاست که تهیه کننده و کنسرت گزار مجبور می شود از علایق شخصی خود چشم پوشی کند و با توجه به درخواست مردم، به برگزاری کنسرت بپردازد.

محمد: ما خواننده های خوب با صداهای تکنیکی مثل نیما مسیحا کم نداریم. حامی، مانی رهنما و … که بدون شک از بهترین های موسیقی کشور هستند. اما در اینجا می خواهم به نکته ای اشاره کنم. اینکه برخی از خوانندگان به خصوص حامی عزیز، چند سالی هست در گفت و گوهای شان و در جاهای مختلف از حضور مافیا در موسیقی صحبت می کنند و شکایت دارند. وقتی ۲۴۰ شرکت توسط وزارت ارشاد برای فعالیت در حوزه فرهنگ و هنر به ثبت رسیدند و می توانند به طور قانونی به تهیه و تولید و پخش آثار موسیقایی بپردازند، کدام مافیا در موسیقی وجود دارد. مافیا یعنی چند نفر تمام مسایل را به طور منوپول و اختصاصی در اختیار بگیرند. اگر قرار بود تنها سه شرکت در این زمینه فعالیت داشته باشند، آن وقت جریان مافیا به حقیقت می پیوست. خدا را شکر امروز هر تهیه کننده ای می تواند برود و مجوز آلبوم بگیرد. وقتی برای ۶۰۰ آلبوم موسیقی مجوز انتشار صادر می شود، که دیگر نمی توان گفت موسیقی دچار مافیا شده است. آقای حامی عزیز چهار سال پیش آقای مجید عبدی با شما کار کرد. تا امروز چند قطعه از شما منتشر شده. چقدر این موضوع را پیگیری کردید؟ چقدر سعی کردید کارهای به روز تولید کنید و توجه مخاطب را به سمت خودتان جلب کنید. نمی گویم سیروان و زانیار و مازیار و …. که خواننده هایی هستند که با من کار می کنند، احسان خواجه امیری، علیزاده و … چقدر برای خوراک دادن به مخاطبان موسیقی تلاش می کنند. ما در دوره ای به سر می بریم که حجمه واردات موسیقی در کشور ما بیداد می کند. موسیقی زیرزمینی، موسیقی مجاز، موسیقی لس آنجلسی و موسیقی تلویزیون و شبکه های رسمی که کسی آنها را نمی شناسد و تنها مورد حمایت شبکه های تلویزیونی قرار می گیرند. روزانه دویست قطعه موسیقی در فضاهای مجازی پخش می شود و به گوش مردم می رسد. متاسفانه ما خواننده های خوبی از جمله حسین زمان، علیرضا عصار و خیلی های دیگر را داریم که نمی خواهند به روز باشند. وگرنه خیلی از خواننده های قدیمی که بیش از سی سال هست می خوانند، و همچنان در اوج ایستادند. دلیل مهم آن هم، به روز بودن شان است. حامی و امثال او که به طور قطع خواننده توانمندی هم هست باید کمی پشتکار و ممارست داشته باشد. این گروه از خواننده ها باید کمی به روز شوند تا در درجه اول خودشان، خودشان  را حمایت کنند. کارهای خوب اما به روز و جوان پسند تولید کنند.

مرتضی پاشایی یک خواننده جدید بود که توانست با سه، چهار قطعه  خود را به سرزبان ها بیاندازد. خیلی از تهیه کننده ها  از جمله ما، به سراغ  او رفتیم که در نهایت با آقای توتونچیان و مهدی کرد، پای میزقرارداد نشست. حالا او در فضای خود ، حامی هم در فضا و سبک خود، اما به روز.  خواننده، زمانی مورد حمایت مردم و  تهیه کننده ها قرار می گیرد که خودش هم همت داشته باشد. چاه باید خودش آب داشته باشد نباید آب در آن ریخت. زمانی که من به سراغ مازیار فلاحی رفتم هنوز آلبوم اول او هم منتشر نشده بود. برخلاف تمام تهیه کننده ها که به او پیشنهاد برگزاری کنسرت داده بودند، تنها من و برادرم پیشنهاد چهارسانس را به او دادیم. به هرحال یک پتانسیلی در او بود که ما هم این پیشنهاد را مطرح کردیم.

از توضیحات شما می توان به این نتیجه رسید،  هر کاری که مورد استقبال قرار بگیرد، کار خوب و موفقی ست. درست است؟

مجتبی: به هیچ عنوان. منظور ما از کارهای خوب کاری ست که نبض بازار را در دست بگیرد و یا حداقل مخاطب بیشتری را جذب کند. من دو، سه تا کار از نیما مسیحا شنیدم که کارهای به روز و خوبی بوده و به طور حتم با پیگیری و ممارست نتیجه بهتری خواهد گرفت.

محمد: محسن یگانه می گفت امکان دارد من یک کار حسی خیلی خوب بسازم و منتشر کنم ولی مخاطب آن قطعه را پس بزند و بازخورد بدی داشته باشد. اما در مقابل یک قطعه شیش و هشت بسازم که مورد استقبال مخاطب قرار بگیرد ولی شاید خودم راضی نباشم. درست است سلیقه مردم تغییر کرده و باید به روز بود اما باز هم عرض می کنم با کمی ممارست، این عزیزان هم به نتیجه دلخواه می رسند.

یعنی موسیقی یک اتفاق است…

مجتبی: بله. اما قبول کنید برای خوانندگی چند فاکتور را باید رعایت کرد که یکی از فاکتورها صداست. در کل موسیقی و مخاطب قابل پیش بینی نیستند.

محمد: خواننده باید یک باکس کامل باشد. صدا، شخصیت، رفتارهای اجتماعی حتا نوع پوشش. اما به نظر من خواننده باید باهوش باشد. نباید فکر کرد که صرف اینکه صدا، صدای شش دانگی ست پس همه چی تمام است. من باید اشعار فردوسی و حافظ را بخوانم. نه مردم دنبال شعر و ترانه راحت و قابل درک هستند. منظورم از قابل درک، ترانه ضعیف نیست. به طور مثال ترانه های گروه «چارتار».

تاکید خاصی روی ترانه دارید.

مجتبی: در موسیقی ایران، با توجه به پیشینه ادبی که مردم سرزمین ما دارند، ترانه، بخش عمده و مهم از یک قطعه موسیقایی ست.

محمد: ببینید من به لحاظ تخصصی و فنی صحبت نمی کنم و این بخش را به اهل متخصص می سپارم. اما در مورد کلیت ترانه باید عرض کنم ، ترانه بخشی از ادبیات است و ادبیات نیز بخشی از پوست و گوشت مردم و فکرشان است. به قول برادرم که توضیح دادند، ما به جهت پیشینه ادبیات مان با کلام و شعر اجین هستیم. بنابراین اولین نکته ای که می تواند به مخاطب موسیقی ضربه بزند و حواس او را به سمت موسیقی جذب کند ترانه است.  . دقت کنید در چهار، پنج سال گذشته و یا حتا سال های قبل، کارهایی که شنیده شدند و مورد استقبال قرار گرفتند ترانه های خوبی داشتند.

با توضیحاتی که دادید و آلبوم هایی که در قاب انتشارات شما مشاهده می شود، در بخش آلبوم نیز  با خواننده های مطرح همکاری می کنید.

مجتبی: ببینید این که ما از صفر تا صد، کنار یک خواننده باشیم و او را حمایت کنیم، به جهت بحث درآمدی و قوی نبودن بیزینس موسیقی، نمی شود که این کار را انجام داد. ما هم در آن حد نیستیم که بتوانیم در سال چند صدنفر را ساپورت کنیم تا از این چندصدنفر، یکی دو نفرشان به اوج برسند. اما پیش آمده با خواننده ای که مطرح نبوده و یا به قول خودمان آلبوم اولی بوده، همکاری کنیم و با او قرارداد ببندیم. مهدی مدرس و یا میثم ابراهیمی از جمله این خوانندگان بودند. در حالی که نود درصد شرکت ها حاضر به همکاری با آنها نبودند. ولی ما این ریسک را انجام دادیم. ضمن اینکه همیشه این اتفاق نمی افتد.

خیلی از کسانی که در سال های دور علمداران برگزاری کنسرت بودند، این روزها در سکوت به سر می برند و خیلی تمایل به این کار ندارند.

بین سال های ۷۸ تا ۸۲  اوضاع آلبوم خیلی خوب بود. در آن زمان آلبوم به شکل نوارکاست منتشر می شد. بعضی از آلبوم ها تا دو هزار نسخه هم فروخته شدند. ضمن اینکه خواننده نفع زیادی نمی برد. بنابراین خیلی از شرکت ها در همین بستر مناسب، به وجود آمدند. که شرکت های قدرتمندی بودند و به طور حتم باید همین گونه باشد. داخل پرانتز عرض کنم که خیلی وقت ها آرزو می کنم، موسیقی به همان روزها برگردد. متاسفانه این روزها نود درصد شرکت های لاله زار تعطیل شدند و یا کم کار هستند. خیلی از آنها کنسرت هم برگزار می کردند. نمی توان گفت آن زمان بهتر بوده و یا امروز بهتر است. در کل مانور در بازار موسیقی به جهت تولید آلبوم برای شان سودآوری ندارد.

می توان گفت با موسیقی قهر کردند.

 به طور مثال یکی از همین عزیزان که قدیمی هم هستند و از دوستان صمیمی ما، مدت هاست در بخش ساختمان سازی فعالیت می کنند که البته خیلی بهتر است. اگر قرار باشد پروسه موسیقی به همین شکل طی شود، و مرتب اعصاب مان به هم بریزد، بدون شک ما هم ترجیح می دهیم این کار را کنار بگذاریم. به قول معروف درآمد ما نسبت به سرمایه ای که به کار گرفتیم خیلی خیلی کم است.

چند سالی ست که موسیقی به یک اتفاق تبدیل شده. گاهی یک نفر با یک قطعه موسیقی و پخش آن از سایت های مختلف، به چنان معروفیت غیرقابل پیش بینی می رسد که برای همه تعجب انگیز است. و یا برعکس خواننده ای به بهترین شکل ممکن کارهای مختلف را تولید و پخش می کند، اما مدتی طول می کشد تا شنیده شود و گاهی هم هرگز شنیده نخواهد شد. دیدگاه شما نسبت به این موضوع چیست؟

مجتبی: در سال های قبل، حدود ده سال پیش، تعداد خواننده ها خیلی کم تر از امروز بود. شاید پنجاه خواننده بیشتر نداشتیم. به طور قطع مردم اکثر آنها را می شناختند و کارهای شان را گوش می کردند. در آن سال ها هر کاری که تحت عنوان موسیقی تولید می شد، خوراک فکری مردم قرار می گرفت. اما امروز این موج به شکل دیگری در جریان است.  و هیچ علتی هم نمی توان برای آن پیدا کرد. مخاطب قابل پیش بینی نیست. گاهی کارهایی را حمایت می کند که نمی توان به آن نمره قبولی داد و گاه برعکس این موضوع اتفاق می افتد. بله موسیقی اتفاق غیر قابل پیش بینی شده است. و اگر مدت ها در مورد این موضوع با هم صحبت کنیم، اطمینان داشته باشید به نتیجه ای نخواهیم رسید.

در کنفرانس مطبوعاتی که برای آلبوم میثم ابراهیمی  برگزار شد، او به این موضوع اشاره کرد که قرار بود آلبوم زودتر منتشر شود اما به دلیل بدقولی شرکت «فروهر» این اتفاق به تعویق افتاد.

مجتبی: با توافقی که بین ما و میثم ابراهیمی انجام شد، قرار بود آلبوم زودتر منتشر شود. متاسفانه وی چند روز قبل از قرارمان، آلبوم را به دست ما رساند که البته ما خیلی هنر کردیم که توانستیم مجوز آلبوم را طی پانزده روز دریافت کنیم.  خیلی از آلبوم ها بیشتر از یک ماه در دفتر موسیقی در نوبت دریافت مجوز قرار می گیرند. ما تلاش کردیم و آقای میرزا باقری هم زحمت بسیاری کشیدند. و باز ما موافق نبودیم آلبوم در ماه پایانی سال و قبل از عید منتشر شود اما خواننده، تاکید داشت که همان زمان منتشر شود. ما هم به حرف آقای ابراهیمی احترام گذاشتیم.  حالا چرا بدقولی به نام ما ثبت شد نمی دانم. جالب است که این خواننده دلیل فروش پایین آلبوم خود را، کم بودن تعداد آلبوم برای انتشار، توسط شرکت «فروهر» می داند.

محمد: آقای میثم ابراهیمی مگر نه اینکه چهل هزارنسخه از آلبوم شما منتشر شد، کاری که هیچ شرکتی حاضر به انجام آن نبود، اما تنها ده هزار نسخه آن به فروش رسید و بقیه در انبار و در خیابان شوش است. مگر نه اینکه با هزینه شرکت برای شما یک تیزر حرفه ای با کارگردان مطرح ایران، آقای شکیبا ساخته شد! آقای میثم ابراهیمی گویا فراموش کردید که این تیزر در سی سانس و در سالن دو هزار نفری، یعنی مقابل شصت هزار نفر به نمایش گذاشته شد! باز جهت یادآوری عرض می کنم آقای میثم ابراهیمی مگر نه اینکه در سیصد هزار نسخه از آلبوم آقای مازیار فلاحی، تراکت آلبوم شما قرار گرفت و  به دست مخاطبان موسیقی رسید. شما که به قول خودتان از تمام روابط خود استفاده کردید برای مطرح شدن. از بیلبوردهای جاده چالوس تا بیلبورد و بنر در سطح شهر. از چهل هزار نسخه آلبوم شما تنها ده هزار نسخه به فروش رسید. حالا به نظر شما اگر من به جای چهل هزار نسخه، صدهزار نسخه تولید می کردم چه اتفاقی می افتاد. ده هزار و دویست و سه تا به فروش می رسید؟ شما که باز به قول خودتان با استفاده از ارتباطات تان چند تیتراژ تلویزیونی اجرا کردید، چرا امروز که ما خودمان خواستیم قراردادمان را فسخ کنیم و رضایت دادیم از شما جدا شویم، هیچ شرکتی سراغی از شما نمی گیرد. تعجب می کنم از اینکه شرکت را در فروش کم آلبوم تان مقصر می دانید. جهت یادآوری عرض می کنم، یادتان هست که برای مطرح شدن شما حدود دو میلیون تومان به یک پیج مطرح در اینستا که البته مدارک آن هم موجود هست، پرداخت شد تا صفحه اینستا شما فالو و مطرح شود. حالا امروز جوگیر چند تا لایک و دست و سوت مجازی شدید که خودمان برای تان خریدیم؟!

مجتبی: در حالی که هر خواننده ای حداقل باید هفتاددرصد از آلبوم اش به فروش برسد. درصورتی که آلبوم میثم ابراهیمی، بیست و پنج درصد فروش داشت.

محمد: برای من عجیب است که این خواننده بدون در نظر گرفتن اخلاقیات رفتار کردند. از چه چیز ناراضی بودند. از پنجاه و دو میلیون تومان ضرری که به خاطر آلبوم شان متوجه شرکت «فروهر» شد؟! تیزر حرفه ای، کارگردان حرفه ای، مکاپ آرتیست حرفه ای، ولت حرفه ای، طراحی و هر آنچه که شرکت های دیگر برای یک خواننده مطرح انجام می دهند، شرکت ما برای شما انجام داد. شما هر شرکت دیگری می رفتید به طور حتم برای انتشار آلبوم تان حداقل بیست میلیون تومان دریافت می کردند. تمام این اتفاق و عدم استقبال مخاطب از آلبوم شما، نشان می دهد هنوز پتانسیل لازم را برای مطرح شدن ندارید. قرار بود دست به دست بدهیم و شما را به جهت داشتن صدای خوب، مطرح کنیم که نیفتاد. رفتارهای غیر حرفه ای مانع موفقیت تان شد.

یعنی قرارداد شما با میثم ابراهیمی تمام شد؟

ما رضایت دادیم و از او  جدا شدیم.  قرارداهای ما اخلاقی ست نه قراردادی. ما براساس احترام و اخلاق با خواننده های مان کار می کنیم.  محسن یگانه، برادران خسروی و مازیار فلاحی از جمله خواننده هایی هستند که سال هاست با هم کار می کنیم و خدارا شکر مشکلی هم پیش نیامده چون هر دو  طرف سعی کردیم اصول اخلاق حرفه ای را رعایت کنیم. ضمن اینکه تمام خواننده هایی که در قبل نیز با هم همکاری داشتیم اصول اخلاقی،  اصل کارمان بود. رضا یزدانی، بابک جهانبخش، فرزاد فرزین، همه این خواننده که نام بردم از هنرمندان با اخلاقی بودند که با احترام با یکدیگر کار کردیم. ما قرارداد چهار ساله با خواننده داریم که براساس همان اصول اخلاقی ادامه دارد و اگر لازم باشد براساس اخلاق گرایی نیز کنسل خواهد شد. گاهی محسن یگانه با احترام و خنده موضوعی را به ما یادآوری کرده که ما متوجه آن موضوع اشتباه شدیم. اما برعکس متاسفانه خواننده ای هست که نام نمی برم و ادبیات گفتاری اش ثبت شده هست، نه با من و با هیچ شرکت دیگری نمی تواند کار کند.

نظرتان نسبت به کنسل شدن برخی از کنسرت ها چیست؟

ببینید نباید نسبت به اینکه چرا فلان کنسرت کنسل می شود اعتراض کرد. به دلیل اینکه ششصد کنسرت برگزار و در مقابل یک کنسرت لغو می شود، باید علت هم مطرح کرد. آنچه باید مورد بحث قرار بگیرد این است که مسوولین اگر احساس می کنند به خواننده ای نباید مجوز کنسرت داده شود، تا قبل از اجرای آن، مجوز صادر نکنند. اما وقتی اجازه برگزاری کنسرت صادر شد کنسل کردن آن اتفاق خوبی نیست. اگر کسی خطوط قرمزها را رعایت نمی کند باید از قبل بررسی شود نه بعد از صدور مجوز. کنسل کردن کنسرت بی احترامی به شخصیت مردم و مخاطبان موسیقی ست. برای کنسرت پرواز همای که به هردلیلی که کنسل شد،  مردم پنج شب ، پنج هزار بلیط خریدند و درست روز اجرا کنسرت لغو شد. اینجا خواننده و عوامل کنسرت تنبیه نمی شوند.  این توهین به مردم است.  

و سالن های استاندارد برای برگزاری کنسرت ..

مجتبی: متاسفانه ما در کشورمان سالن های استاندارد برای این موضوع نداریم. دلیل عمده آن هم این است که هنوز درست و نادرست بودن موسیقی مشخص نیست. تالار وحدت تنها سالن استاندارد برای کنسرت هست که در اختیار موسیقی پاپ قرار نمی گیرد. سالن های دیگر همه چندمنظوره در نظر گرفته می شوند.

محمد:  متاسفانه بنای سالن های کنسرت، آکوستیک نیست و سالن دو پله ست. وقتی سالن استاندارد نیست یعنی، به طور حتم نور و صدای خوبی نخواهیم داشت اما دست عوامل پشت صحنه از جمله نور و صدا درد نکند که با همین امکانات کم بیشترین تلاش را خود را برای رضایت مخاطبان موسیقی به کار می گیرند.

به ساخت سالن استاندارد برای برگزاری کنسرت فکر کرده اید؟

مجتبی: به این موضوع فکر کردیم، و به طور حتم اگر از جهت مالی و هم از سوی مسوولین مورد حمایت قرار بگیریم، این کار را انجام خواهیم داد.   

محمد: در حال حاضر مدیر هتل اسپیناس که شعبه دوم آن را در دست ساخت دارد، سالن کنسرتی هم در این هتل طراحی کرده و خیلی هم برای آن زحمت کشیده است. یعنی این شخص دغدغه هنری و فرهنگی دارد. به دلیل اینکه اگر قرار بود از جهت مالی به موضوع نگاه کند، جای سالن کنسرت، پاساژ می ساخت با متری صدوبیست میلیون تومان  می فروخت بعد هم یک کشتی شخصی می خرید. و در یک جزیزه استراحت می کرد. چه چیز غیر از دغدغه فرهنگی می تواند این شخص را مجاب کند تا دست به چنین ریسکی بزند در حالی که برای ادامه کار مشکلاتی سرراه او قرار گرفته. اینجاست که مسوولین محترم باید حمایت کنند. باور کنید این سالن برای صاحب اش بازگشت مالی نخواهد داشت و از فضای تجاری بیشتر سود می برد.  

به برگزاری کنسرت های برون مرزی فکر می کنید؟

خدا را شکر تا امروز تخلفی نداشتیم، به همین جهت اجازه این کار را داریم، ضمن اینکه دوستان فعال در این بخش نیز پیشنهادهایی را مطرح کردند. اگر تا امروز این اتفاق نیفتاده عدم آشنایی ما با فرهنگ ایرانیان ساکن در خارج از کشور بوده. به همین جهت ترجیح دادیم در این بخش دخالت نداشته باشیم.  

بنابراین اگر از موفقیت در این حوزه، امنیت خاطر داشته باشید، بعید نیست، دست به برگزاری کنسرت در خارج از ایران بزنید.

کوروش سارویی که سابقه برگزاری کنسرت برای احسان خواجه امیری و محسن یگانه و …  را در خارج از کشور داشته، به ما پیشنهاد این موضوع را دادند. احتمال این که در زمان های نه چندان دور با هم همکاری داشته باشیم زیاد است. البته سعی می کنم تمام جوانب را در نظر بگیرم تا کار به درستی پیش برود.

حرف آخر…

مجتبی: پروسه دریافت مجوز بسیار بسیار طولانی شده، پیش از این اینطور نبود. این روش به ضرر پنج، شش هزارنفری ست که در این حوزه ارتزاق می کنند.  

محمد: ی… حرف آخر «ی» هست… «یا حق»

منبع : موسیقی فارس

رسانه پژواک موزیک آماده انشار دفاعیه کسانی که در این مصاحبه از آنها نام برده شده، میباشد.

2 نظر در : "برادران حاتم پور: «از چهل هزار آلبوم انتشار یافته از میثم ابراهیمی تنها ده هزار تا فروش رفت…»"

  1. عسل گفت:

    ایول به برادران حاتم پور، اینطور در دهن اونایی که طرفدار میثم اند و به اقای فلاحی فوش میدن رو بستن✌

  2. ZH گفت:

    واقعا خوشم اومد
    کاش همه جا پخش میشد این مصاحبه که طرفدارای میثم ابراهیمی بفهمن از کی طرفداری میکنن و حرف الکی به اقای فلاحی نزنن

دیدگاه مورد نظر خود را ارسال نمایید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *